-یک روز کاملآ آفتابی , من جذاب ترین جسم ناشناخته را دیدم . من با دقت نگاه می کردم و می توانستم دقیقآ ماه را رویت کنم . آن تک و تنها در پهنهی آسمان زیر نور آفتاب -دیده می شد . در کنارش نقطه ی نوری روشن دیده می شد . آن همانند ستاره ای می درخشید , اما لزومی نداشت که یک ستاره باشد . آن بسی روشن تر از ماه بود و در گوشه ی ماه قرار داشت و اینگونه بنظر می رسید که حرکت نمی کند . 5487 ولی بعد از اینکه من به مدت ده دقیقه به آن خیره ماندم , متوجه این نکته شدم که آن بطور آهسته به ماه نزدیک می شود . تا اینکه بالاخره , بعد از سپری شدن یک ساعت به گوشه ای ماه رسید . چنین به نظر می رسید که آن قسمتی از ماه شده است . ((کلارک)) یک تلسکوپ داشت . (( جنگ مارا منتظر گذاشته بود و ما نمی توانستیم با ارامش نگاه کنیم . من نم توانستم به آن فکر نکنم و یا اینکه فراموش نمایم . من گفتم که آن لزومی نداشت که یک ستاره بوده باشد , زیرا یک ستاره نمی توانست آنقدر درخشان باشد که حتی در روز روشن نیز قابل رویت گردد . اما شما می دانید که ما سیاره ی داریم که به اندازه ی کافی روشنایی دارد و در طول روز نیز دیده می شود . سیاره ی مریخ را در طول سال رویت کرد , به شرطی بدانید در کجا واقع شده است .
تبلیغات










